روش مقابله با تنبلی ، اهمال کاری و عقب انداختن کارها

  • یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۹ ۱۱:۵۳
  • توسط محمد گنجی

روش مقابله با تنبلی ، اهمال کاری و عقب انداختن کارها می تونه عامل موثری برای رشد و پیشرفت باشه. اگه هر کار رو سر وقت خودش انجام بدیم زمان بیشتری برای کارهای دیگه داریم ، خیالمون راحته و پر انرژی پیش میریم.

تنبلی

روش مقابله با تنبلی ، یکی از اصول اولیه برنامه ریزی و پیشرفت است.  مشکلی که خیلی از افراد و دانش آموز ها با اون درگیر هستند مشکل تنبلی و عقب انداختن کارها ست. هر انسانی در طول زندگی چند ایده یا فکر بکر داشته که اونها رو به خاطر بی حوصلگی و تنبلی فراموش کرده .

روش مقابله با تنبلی ، اهمال کاری و عقب انداختن کارها

در دنیای امروز همه چیز در حال تغییر و گذر هست ، هر کدوم از ما انسانها باید خودمون رو رفتارمون و گذشتمون رو تغییر بدیم، واقعیت زندگی ما اینه.  همیشه برای تنبلی و عقب انداختن کارها بهانه‌های مختلف وجود دارد مثل این که ما زمان کافی نداریم و انرژی کافی نداریم یا کار ما خیلی سخته یا بهتر از دیگران کار می کنیم و به همین اندازه راضی هستیم اما حقیقت اینه که تنبلی و میل به سکون بیشتر از قبل در انسانها نمودار شده.

در گذشته منابع علمی و تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت نکرده بودند که در نتیجه منابع و امکانات مردم بسیار کمتر بود و سعی می‌کردند . نیرو و انرژی خودشان را برای کارها ذخیره کنند از طرفی اونها یک محرک بیرونی و اجبار قوی برای ادامه کار ها داشتند.  این محرک در زندگی مردم نیاز اونها بود.زندگی نیاز افراد و به حرکت وا می دارد.

گرسنگی و تشنگی برای مردم در گذشته یک تهدید بزرگ بود پس برای برطرف کردن آنها تلاش می کردند و با حداقل انرژی که در بدن داشتن کار می کردند.بین آرزو و عمل مردم فاصله خیلی کمی داشت اگر تشنه بودن به دنبال آب می رفتند و اگر گرسنه بودند به دنبال غذا. لازم نبود برنامه ریزی و مدیریت زمان کنند و به آینده فکر کنند ، اونها کاری را انجام می‌دادند که زودتر به نتیجه برسند و همین دلایل حرکت را در مردم به وجود می آورد. پس نتیجه و پاداش کارها و تلاش های خودشون رو زود می گرفتند.

مهمترین عامل ایجاد تنبلی نداشتن انگیزه است

عامل ایجاد تنبلی در ما نداشتن انگیزه کافی برای ادامه کار هست. چون ممکنه زود به پاداش یا نتیجه نرسیم انگیزه خودمو دست میدیم و تنبلی در ما به وجود می آید. در حقیقت تنبلی وقتی به وجود میاد که امکان برنامه ریزی و مدیریت برای آینده وجود داشته باشد به همین خاطر با خودمون میگیم که کارها را به بعد موکول می کنیم .

در مقابل این موضوع آینده‌نگری باعث میشه که انگیزه کار داشته باشیم. بعضی از افراد آینده نگر تر هستند و بدون اینکه گرسنه و تشنه باشند با انگیزه بسیار بالایی کار می کنند. متاسفانه در فرهنگ جامعه ما باید به پاداش برسیم تا کار رو ادامه بدیم.  مثلا به بچه ها میگیم اگر ساکت باشند و سر و صدا نکنند براشون اسباب‌بازی میخریم  یا اگر شاگرد اول بشن براشون هدیه میخریم.

 برای داشتن انگیزه باید هدفگذاری کرد

اگر در زندگی هدف های بلندمدت داری باید از لذت های مقطعی عبور کنیم ممکنه خیلی سخت باشه این که الان کمتر بخوابیم کمتر استراحت کنید ولی مطمئناً در آینده به هدف خودمون می رسیم .این را هم باید بدونیم اینکه هدف باید انقدر جذاب و متعالی باشه که در ما این انگیزه را به وجود بیاره که از لذت ها بگذریم و  بعداً  نگیم که مورد ظلم قرار گرفتیم و همه افراد دارن از زندگی لذت می برند و فقط ما کار می کنیم.معمولاً انگیزه های زودبازده در افراد جواب میده پس خوابیدن و کار نکردن و نشستن و تماشای برنامه‌های تلویزیونی برای ما بسیار لذت بخش تر از کار هایی هست که قراره چند ماه تا چند سال آینده به نتیجه برسن و در همین نقطه تنبلی شروع میشه و حس عدم تمایل به مصرف انرژی ذهنی و بدنی ما آغاز میشه.

برنامه ریزی ، فرآیند هدفگذاری را تکمیل می کند

معمولاً وقتی کارها را انجام نمیدیم که بسیار سخت هستند  اون لحظه با خودمون میگیم که این کار رو برای بعد میزاریم فعلاً یه کار راحت تر انجام بدیم .  در اینجا نیاز به برنامه‌ریزی به وجود می‌آید و جایی برای تاخیر انجام این کار برای ما ساخته میشه.

 این حرف‌ها نشان‌دهنده این نیست که برنامه‌ریزی بده  بلکه برنامه‌ریزی بسیار هم خوب چون اولویت‌های ما را مشخص میکنه ولی حقیقت اینه که بیشتر افراد کارهایی که زودتر جواب میدن رو عملی می کنن. وقتی که یک دانش آموز کنکوری برای کنکور آماده میشه که قراره یک سال آینده برگزار بشه ، مسلما به اندازه تفریح ها و لذت های زودگذر برای اون جاذبه نداره .

احساس می کنه که تلاش برای رسیدن به هدف بلند مدت یک کار سخته پس به زندگی عادی خودش ادامه میده تا ببینه بعداً چه اتفاقی میافته.اگر هدف شما در زندگی پیشرفت کردن هست  نباید منتظر  پاداش های زودگذر باشیم . باید با تنبلی در خودمون مقابله کنیم.

تقسیم هدف اصلی به اهداف کوچکتر:

بهترین کار اینه که اهداف خودمون رو  هدف های کوچک تر تقسیم کنیم  اینطوری  هدف های کوچکتر  زودتر به نتیجه میرسن و ما هم زودتر جایزه کار خودمون رو می گیریم . انگیزه ما برای هدف بعدی بیشتر میشه و بیشتر تلاش می‌کنیم.  در واقع هدف های کوچک ما را در جهت هدف های اصلی سوق می دهند.

در مسیر رسیدن به هدف بزرگتر در حال حرکت میشیم و در حال سکون نمیمونیم ممکنه در ابتدا رسیدن به هدف بزرگ برامون خیلی سخت باشه ! ولی وقتی اون رو به هدف های  کوچکتر تقسیم کنیم بسیار راحت است.

در قدم های اول باید از کارهای کوچک شروع کنیم  و تفکر مثبت داشته باشیم و آروم آروم حرکت کنیم اینطوری فاصله خودمون رو با عبارت «باشه برای بعداً » بیشتر می کنیم.

برنامه ریزی می کنیم و رویایی فکر نمی کنیم و سعی می کنیم ایرادات روز گذشته خودمون رو برطرف کنیم و هدف بلند مدت و هدف های کوچکتر خودمون رو بنویسیم و هر روز صبح به اونها یک نگاه بندازیم .از افراد دیگر می‌توانیم کمک بگیریم اینطوری انگیزه های بیرونی ما بیشتر میشه و برای رسیدن به هدف های کوچیک خودمون انجام وظیفه در ما به وجود می آید.با انجام همه این کار ها صبر و تحمل در ما زیاد تر میشه و منتظر رسیدن به هدف بلند مدت خودمون میشیم.

 روند کار رو تحلیل کن :

باید بتونیم تشخیص بدیم که تنبلی برای ما یک عادت شده  یا فقط برای انجام یک کار مشخص تنبل هستیم. از یک کار راحت شروع می کنیم که تنبلی رو در این کار از بین ببریم .

برای شروع کار در حالت کلی به چند سوال جواب  میدیم : اینکه ما میخوایم چیکار کنیم ؟هدف نهایی ما چیه؟ نتیجه کار چی میشه؟ قدم های اصلی برای رسیدن به این کار چیه؟ بزرگترین انگیزه در ذهن ما چیه ؟  

با جواب دادن به این سوال ها یک شروع صادقانه و خوب برای مقابله با تنبلی داریم. باید در مسیر کمی خودمون رو بترسونیم تا بفهمیم که اگر پیشرفت نکنیم چه اتفاقی برای ما میفته.

از طرفی باید تلاش کنیم تا یک عادت کاری جدید در خودمون به وجود بیاریم و حواس پرتی رو از خودمون دور کنیم.  قدم های اولیه رو آهسته برداریم و با تفکر مثبت قدم به قدم پیش بریم و در مسیر به جزئیات و گرایش‌ها فکر کنیم.

 این نکته باید درک کنیم که اشتباه و خطا کردن شروع به دست آوردن تجربه های خوب در زندگی هست که این تجربه ها می توانند ما را به موفقیت نزدیک کنن.

ما حتی در مسیر انجام کار میتونیم  و به خودمون جایزه بدیم و به نتایج خوب و مثبت فکر کنیم و یک  برنامه مشخص داشته باشیم و به اون متعهد و پایبند باشیم. تلاش کنیم که به شکست فکر نکنیم و برای تقویت قوای ذهنی و بدنی خودمون ورزش کنیم و به رسیدن به موفقیت امیدوار باشیم وبا افرادی که به ما انرژی منفی میدن رو  در ارتباط نباشیم.